توسط: لوار ما
تاریخ: سپتامبر 22, 2026 زمان انتشار: 7:26 ب.ظ کد خبر: 23574
گفت‌وگوی محمدرضا براهام با دکتر محبوبه مهدی‌پور، دانش آموخته فرهنگ و زبان‌های ایران باستان:

حفظ گویش‌های محلی، حفظ بخشی از تاریخ و میراث شفاهی ایران است

پایگاه خبری تحلیلی لوار/ در روزگاری که اقتصاد و دغدغه‌های معیشتی بیش از هر زمان دیگری بر زندگی انسان‌ها سایه انداخته است، فرهنگ و هنر گاه در حاشیه قرار می‌گیرند؛ با این حال، هنوز هستند انسان‌هایی که حفظ زبان، فرهنگ و میراث تاریخی این سرزمین را نه یک وظیفه اداری، بلکه دغدغه‌ای عمیق و بخشی از مسئولیت فرهنگی و اجتماعی خود می‌دانند؛ افرادی که برای پاسداشت هویت فرهنگی ایران، بی‌هیاهو تلاش می‌کنند و از وقت، دانش و توان خود هزینه می‌کنند.

دکتر محبوبه مهدی‌پور، استاد دانشگاه شهید باهنر کرمان و دانش‌آموخته فرهنگ و زبان‌های ایران باستان، از جمله چهره‌هایی است که سال‌ها در حوزه زبان‌های ایران باستان، زبان فارسی و فرهنگ ایرانی پژوهش و تدریس کرده و همچنان حفظ و پاسداشت زبان فارسی و گویش‌های ایرانی را با جدیت دنبال می‌کند.

عصر یک روز شنبه، راهی دفتر بنیاد ایران‌شناسی شعبه کرمان شدم؛ جایی که قرار بود پای صحبت و دانش کسی بنشینم که بخشی از فعالیت علمی و آموزشی خود را به شناخت زبان‌های ایران باستان اختصاص داده است و دغدغه جایگاه و آینده زبان فارسی و میراث زبانی این سرزمین را دارد.

در حاشیه یک کارگاه آموزشی، فرصت را مغتنم شمردم و از دکتر مهدی‌پور خواستم درباره زبان فارسی، پیشینه و جایگاه آن، زبان‌ها و گویش‌های ایرانی و ضرورت توجه بیشتر به میراث زبانی کشور با یکدیگر گفت‌وگو کنیم. ایشان نیز با روی گشاده این پیشنهاد را پذیرفت.

آنچه در ادامه می‌خوانید، حاصل این گفت‌وگوست؛ گفت‌وگویی درباره زبان فارسی و ریشه‌های تاریخی آن، زبان‌ها و گویش‌های محلی، خطر فراموشی و انقراض برخی از گویش‌ها و زبان‌های ایرانی و البته مسئولیتی که در قبال حفظ و انتقال این میراث ارزشمند به نسل‌های آینده بر عهده داریم.

 

خانم دکتر مهدی پور، برای آغاز گفت‌وگو اگر بخواهیم به زبان فارسی از منظر تاریخی نگاه کنیم، این زبان از کجا آمده و چه مسیری را از زبان‌های ایرانی باستان تا فارسی امروز طی کرده است؟

زبان فارسی و به طور کلی زبان‌های ایرانی شاخه‌ای از گروه زبان‌های هند و ایرانی هستند که خود این زبان منشعب از خانواده هند و اروپایی است که پیش از مهاجرت طوایف مختلف آن در دشت‌های جنوب روسیه و شمال قفقاز اقامت داشتند، این زبان زبانی فرضی است و شامل بزرگترین و مهم‌ترین زبان‌های ملت‌های متمدن جهان امروز مانند انگلیسی، فرانسوی، روسی، آلمانی، ایتالیایی، اسپانیایی، هلندی، سوئدی، نروژی، دانمارکی و زبان‌های مردم پاکستان و افغانستان تاجیکستان و ایران و بعضی از زبان‌های مهم شمال هندوستان می‌باشد.

از لحاظ تحول تاریخی می‌توان برای زبان‌های ایرانی سه دوره قائل شد: ۱. دوره باستان که دورانیست که تقریبا مقارن است با تالیف گاتها یا گاهان که سرودهای خود زرتشت است و احتمالاً از حدود ۱۲ یا ۱۰ قرن پیش از میلاد مسیح آغاز می‌شود و در اواخر دوره هخامنشیان یعنی حدود سه قرن قبل از میلاد مسیح پایان می‌پذیرد و شامل چهار زبان اوستایی، فارسی باستان، سکایی و مادی بوده. از اوستایی و فارسی باستان آثار مکتوب در دست داریم اما از زبان‌های دیگر این دوران یعنی مادی و سکایی آثار مکتوبی در دست نیست و تنها واژه‌هایی از این زبان‌ها در منابع خارجی مانند یونانی بر جای مانده است.

دومین دوره، دوره میانه است که از اواخر دوره هخامنشی یعنی در حدود ۳۰۰ قرن قبل از میلاد مسیح آغاز می‌شود و در اوایل اسلام در قرن هفتم میلادی پایان می‌پذیرد. البته نگارش به زبان‌های این دوره تا قرون سوم و چهارم هجری و حتی تا قرن هفتم هجری هم ادامه داشته است. این دوره بر اساس موازین زبانی و جغرافیایی شامل دو گروه زبان‌های شرقی و غربی می‌باشد که هر یک از این گروه‌ها نیز به نوبه خود به شاخه‌های شمالی و جنوبی تقسیم می‌شوند سغدی و خوارزمی و بلخی و سکایی جز گروه زبان‌های میانی شرقی و پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی از گروه زبان‌های میانی غربی می‌باشند.

با فتح ایران به دست مسلمانان در قرن هفتم میلادی زبان عربی زبان مهم حکومت دین و دانش شد اما این به معنی از بین رفتن زبان‌های ایرانی نبود. زبان‌های ایرانی به زندگی خود ادامه دادند و در چند قرن بعد گونه‌ای تازه از زبان فارسی شکل گرفت که ما آن را فارسی نو می‌نامیم و یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که در تاریخ فارسی رخ داد این بود که فارسی نو با حفظ خط عربی که خود شاخه‌ای از زبان‌های آرامی‌ست نوشته شد اما خودش هرگز زبان عربی نشد و ساختار دستوری هسته واژگان و ریشه و تبار تاریخی آن همچنان ایرانی باقی ماند.

فارسی فقط زبانی منحصر به ایران نبود و از مرزهای ایران امروزی فراتر رفت و قرن‌ها زبان مهم فرهنگی و اداری ایران افغانستان و تاجیکستان و شبه قاره هند بود همچنین زبان‌ها و لهجه‌هایی مانند کردی‌، بلوچی، گیلکی، مازندرانی و غیره همه به این دوره تعلق دارند.

 

-زبان‌های ایران باستان چه زبان‌هایی بوده‌اند و چه تفاوتی میان فارسی باستان، اوستایی و زبان‌های ایرانی میانه وجود داشته است؟ آیا می‌توان میان این زبان‌ها و فارسی امروز ارتباط مستقیم و قابل‌اثباتی برقرار کرد؟

در واقع دو زبان ایرانی باستان یعنی فارسی و اوستایی در حکم دو گویش از یک زبان واحد هستند و تفاوت‌های میان این دو زبان در آن حد نیست که بتوان آنها را به طور کلی از هم جدا شمرد بعضی از قسمت‌های اوستا مانند گات‌ها و بعضی از یشت‌ها زبانی کهن‌تر از فارسی باستان دارند اما به طور کلی همه زبانشناسان و پژوهشگران این اتفاق نظر را دارند که زبان اوستایی گویش و زبان بخش شرقی ایران باستان به روایتی منطقه خوارزم و فارسی باستان زبان و گویش غرب و جنوب غربی ایران است و تفاوت میان این دو زبان از جهت واکها و ساختارهای صرفی زبان است. بنا به سنت شفاهی، اوستا سینه به سینه حفظ شده تا اینکه در زمان ساسانیان خط اوستایی را بر اساس خط آرامی پهلوی اختراع کردند  و آن را “دین دبیره” یا “خط دینی” نامیدند.

فارسی باستان هم تنها برای ثبت کارهای بزرگ شاهان هخامنشی به کار می‌رفته. این زبان با خطی شبیه میخ نوشته می‌شود و مانند اوستا هر حرف نشانه یک مصوت یا یک صامت است. روابط اداری در شاهنشاهی هخامنشی به زبان و خط آرامی انجام می‌گرفت که یکی از شاخه‌های زبان سامی می‌باشد. روی هم رفته می‌توان گفت در اوستا و فارسی باستان اسم و صفت و ضمیر بر حسب جایگاه و حالاتی که در جمله دارند، مانند فعل صرف می‌شوند اما در دوره میانه و در دوره جدید، صرف اسم و ضمیر و صفت کاملاً یا به میزان مهمی از میان رفته است و رابطه میان جمله به وسیله حروف ربط و اضافه و ترتیب کلمات بیان می‌شود. جنس‌های مذکر مونث و خنثی و همچنین شمار مثنی از میان رفته است.

 

– ایران از گذشته سرزمین تنوع زبانی و گویشی بوده است. زبان‌ها و گویش‌های محلی امروز چه جایگاهی در میراث فرهنگی و هویت ایرانی دارند و چرا حفظ آنها اهمیت دارد؟

ایران از نظر زبانی سرزمینی با یک زبان واحد نیست؛ چند زبانی و تنوع گویشی از ویژگی‌های تاریخ ایران بوده است حتی در دوره‌های باستان نیز زبان‌ها و گونه‌های ایرانی متعددی در کنار یکدیگر وجود داشتند زبان‌ها و گویش‌هایی مثل گیلکی تالشی، مازندرانی، کردی، لری بلوچی و بسیاری از گونه‌هایی از این قبیل که هر کدام نظام آوایی، واژگانی و دستوری و ادبیات شفاهی خاص خود را دارند. برخی از آنها بقایایی از زبان‌های دوره باستانی ایران هستند و حفظ آنها حفظ بخشی از تاریخ زبان‌های ایران و حفظ میراث شفاهی و دانش بومی است و حفظ گویش‌های محلی به معنای مقابله با فارسی نیست بلکه این گویش‌ها برای حفظ میراث منطقه حائز اهمیت هستند.

 

–  برخی زبان‌ها و گویش‌های محلی در ایران با کاهش شدید شمار گویشوران مواجه‌اند. چه عواملی باعث می‌شود یک زبان یا گویش در معرض خطر قرار بگیرد و در نهایت حتی از میان برود؟ یونسکو نیز کاهش انتقال زبان از نسلی به نسل دیگر را یکی از مسائل مهم در بحث زبان‌های در معرض خطر می‌داند

مهمترین عاملی که می‌توان گفت تاثیر در فراموشی و به تعبیری زوال یک گویش یا زبان دارد این است که والدین و بزرگترها دیگر با زبان محلی یا آن گویش با فرزندان و کودکان خود صحبت نکنند و نسل جدید این گویش یا زبان محلی را به عنوان زبان مادری نپذیرد و همچنین در محیط مدرسه یا محیط کار رسانه فضای عمومی و اجتماعی با آن گویش صحبت نشود و صحبت به زبان محلی یا گویش فقط محدود به محیط خانه باشد و فقط در صحبت با افراد مسن از آن استفاده کنیم. عوامل دیگر هم به طور مستقیم و غیر مستقیم اثرگذار هستند مثل مهاجرت و تفاوت نسل‌ها و عدم انتقال گویش و یا زبان محلی به نسل‌های بعد که این زنگ خطری جدی برای کاهش گویشوران و در نهایت از بین رفتن گویش یا زبان است.

 

 – آیا می‌توان گفت که از بین رفتن یک گویش یا زبان، فقط از دست دادن یک شیوه سخن گفتن است، یا بخشی از تاریخ، فرهنگ، ادبیات شفاهی، ضرب‌المثل‌ها و حافظه یک جامعه نیز با آن از بین می‌رود؟

در واقع زبان به عنوان یک حافظه شفاهی برای جامعه محسوب می‌شود و بخش بزرگی از تاریخ ملت‌های بزرگ الزاماً به صورت مکتوب در نیامده و می‌تواند به صورت داستان‌ها افسانه‌ها روایات تاریخی، ترانه‌ها،  لالایی‌ها ضرب المثل‌ها و اشعار و چیستان ها از نسلی به نسل دیگر به صورت سینه به سینه و شفاهی منتقل شود. پس با مرگ یک زبان لزوماً تمام فرهنگ یک جامعه از بین نمی‌رود و بسیاری از عناصر فرهنگی ممکن است به زبان دیگری منتقل شود.

بنابراین حفظ عناصر شفاهی مانند داستان‌ها و ضرب المثل‌ها و غیره و انتقال آن توسط والدین و افراد مسن یک خانواده به نسل بعدی بسیار مهم و ارزشمند است. برای زنده ماندن یک گویش یا زبان محلی باید این زبان یا گویش همواره گفته، شنیده و استفاده شود.

 

– نقش خانواده در حفظ زبان‌ها و گویش‌های محلی چقدر است؟ چرا برخی خانواده‌ها ترجیح می‌دهند کودکانشان با گویش محلی صحبت نکنند و آیا این مسئله می‌تواند در درازمدت به تضعیف گویش‌ها منجر شود؟

نقش خانواده در حفظ یک زبان یا گویش بسیار مهم‌ است زیرا نخستین جایی که کودک بدون آموزش رسمی زبان را یاد می‌گیرد محیط خانواده است. در محیط خانواده است که شخص از همان کودکی با زبان و گویشی که بزرگترها برای برقراری ارتباط با یکدیگر استفاده می‌کنند، آشنا می‌شود. اینکه چرا برخی والدین با کودک به گویش و زبان محلی خود صحبت نمی‌کنند، به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ برخی از والدین تصور می‌کنند اگر کودک از ابتدا با زبان نوشتاری و کتابی صحبت نکنند، در مدرسه و در اجتماع با مشکل مواجه خواهد شد و چنین فکر می‌کنند که اگر با گویش محلی خود صحبت کنند اعتبار اجتماعی آنها پایین می‌آید و یا مورد تمسخر یا قضاوت قرار می‌گیرند. بنابراین ترجیح می‌دهند که زبان نوشتاری را به کودکانشان بیاموزند تا فرصت‌های اجتماعی و شغلی بیشتری داشته باشند و قطعا همین موضوع باعث تضعیف گویش در درازمدت می‌شود. البته باید به مساله مهاجرت از مناطق کوچک به مناطق بزرگ و کلان شهرها و تغییر سبک زندگی را هم مد نظر گرفت.

– مدرسه، دانشگاه، رسانه و فضای مجازی چه نقشی در حفظ یا تضعیف گویش‌های محلی دارند؟ آیا می‌توان از همین ظرفیت‌ها برای احیای گویش‌های در معرض فراموشی استفاده کرد؟

نظام آموزشی، چه مدرسه چه دانشگاه می‌تواند همزمان و در کنار آموزش زبان فارسی که زبان غالب است، زبان  یا گویش محلی آن منطقه را نیز به عنوان یک واحد آموزشی در مدرسه یا دانشگاه نهادینه کند اگر در مدرسه زبان و گویش مادری هیچ کاربردی نداشته باشد این باور شکل می‌گیرد که زبان و گویش محلی زبان مناسبی برای استفاده در مدرسه و محیط‌های خارج از خانه نیست و تصور می‌شود که زبان محلی فقط برای خانه و نسل‌های قدیمی است.

رسانه هم می‌تواند نقش بسیار مهمی داشته باشد. شبکه های استانی با پخش برنامه‌هایی با زبان و گویش محلی موسیقی محلی و فیلم‌های محلی می‌توانند در این امر بسیار تاثیرگذار باشند و همچنین فضای مجازی هم با محتواهای محلی دیجیتالی با گویش خاص یک منطق، نقش مهمی داشته باشند.

 

– انتظار شما از متولیان فرهنگ، آموزش و رسانه برای حفاظت از زبان‌ها و گویش‌های محلی چیست؟ به نظر شما چه برنامه‌های عملی و مشخصی باید برای ثبت، آموزش، مستندسازی و ترویج این گویش‌ها اجرا شود؟

همانطور که گفته شد در مدرسه و در دانشگاه زبان و گویش محلی یک منطقه به عنوان یک واحد آموزشی در کنار زبان فارسی تدریس شود. آرشیوی از صدای سالمندانی که به زبان و گویش محلی به داستان‌ها و ضرب المثل‌ها و لالایی‌ها و ترانه‌های محلی و واژه‌های محلی مسلط هستند داشته باشیم و از آن برای تولید محتواهای آموزشی استفاده کنیم فرهنگ تبارشناسی واژگان از زبان‌های محلی تهیه شود و هرگز اجازه ندهیم که فاصله بین نسل‌ها منجر به فاصله و کمرنگ شدن گویش و زبان محلی شود.

 

به زبان فارسی امروز برسیم؛

– فارسی در حال حاضر چه جایگاهی در جهان دارد و در کشورهای مختلف چه میزان گویشور و مخاطب دارد؟ همچنین ظرفیت زبان فارسی برای حضور در عرصه‌های علمی، فرهنگی، ادبی و رسانه‌ای جهان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

همانطور که پیش از این اشاره شد فارسی قرن‌هاست که زبان ادبی فرهنگی و دیوانی بخش بزرگی از افغانستان، تاجیکستان، شبه قاره هند، ازبکستان و آسیای مرکزی بوده فارسی در قرن‌های پیشین در هند زبان مهم اداری و ادبی بوده است و جایگاه بسیار مهمی در میان ادیبان و فرزانگان در شبه قاره هند، پاکستان، آسیای مرکزی و ازبکستان و قفقاز داشته است. فارسی در این سرزمین‌ها امروزه زبان مادری نیست اما بسیاری از مردمان و فرزانگان و فرهنگیان این سرزمین‌ها با شاهنامه و حافظ و سعدی و مولانا و دیگر شاعران آشنایی دارد و وجود آثار انبوه از شعر و داستان و کتاب‌ها و مجلات علمی و ادبی به فارسی باعث حفظ و تداوم ادبی چند هزار ساله فارسی شده که این خود می‌تواند سرمایه‌ای بین المللی برای فارسی در جهان باشد.

در پاسخ به این پرسش که فارسی چه میزان گویشور دارد، میتوان گفت زبان فارسی به لحاظ تنوع گویشی ششمین زبان جهان است و جز ۱۰ زبان برتر جهان محسوب می‌شود برای برآورد کردن اهمیت و عظمت یک زبان چند مولفه را باید مد نظر داشت که یکی از آنها تعداد گویش وران است.زبان فارسی در حال حاضر تقریباً در ۲۱ کشور صحبت می‌شود.  همچنین همانگونه که گفته شد،  مشاهده می‌کنیم که در شبه قاره هند فارسی قرن‌ها زبان مهم حکومتی و ادبی بوده و هزاران اثر ادبی و تاریخی در این حوزه در دست است بنابراین فارسی امروز یک میراث مشترک در ایران افغانستان تاجیکستان بخش‌هایی از هندوستان و پاکستان است که با این میراث بزرگ تاریخی_فرهنگی می‌تواند در جهت رشد فرهنگ و علم و دانش تاثیر بسیاری داشته باشد و می‌توان فارسی امروز را زبانی با جمعیت گویشوری بزرگ، پیشینه ادبی کامل و فرامرزی با  ظرفیت قابل توجه برای حضور در رسانه و فناوری دانست.

 

– زبان فارسی امروز با چه تهدیدهایی مواجه است؟ آیا مهم‌ترین خطر برای آینده فارسی، کاهش دایره واژگان، تغییر ساختار زبان، ضعف آموزش، بی‌توجهی به ادبیات یا عوامل دیگری است؟

تهدیدها و آسیب‌هایی که زبان فارسی امروزه با آن مواجه است، یکی هجمه واژه‌های دخیل غیر ضروری به زبان است که با توجه به تغییرات و تحولاتی که در دنیای امروز و بحث تکنولوژی اتفاق افتاده نسل‌های امروز مقداری از ساختار درست زبان فارسی کم اطلاعند و واژه‌های جعلی و واژه‌های برساخته خیلی وارد زبان فارسی شده و می‌شود که در رسانه‌ها نیز بسیار رایج شده به هر حال زبانی که ساختار واژگانی یا گنجینه واژگانی آن آسیب ببیند این در حوزه آسیب شناسی زبان باید مورد توجه قرار بگیرد زیرا یکی دیگر از مولفه‌های مهم در برآورد کردن اهمیت زبان همین گنجینه واژگان است و به لحاظ اینکه زبان فارسی یک زبان ترکیبی است زبانشناسان پیش بینی کرده‌اند که میلیون‌ها واژه می‌توان با زبان فارسی ساخت. مسئله دیگر بحث دستوری و نحوه زبان است نسل‌های امروز به نادرست از ساختارهای نحوه زبان‌های دیگر الگوبرداری می‌کند. ساختارهای نحوی در حال آسیب دیدن هستند که روی این موضوع هم رسانه‌ها باید اصلاح شوند و هم نوشتارها و گفتارهای رایج در سطح گویشوران باید اصلاح شود.

 

-ورود گسترده واژه‌های انگلیسی و دیگر زبان‌های بیگانه به گفتار و نوشتار فارسی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا ورود واژه‌های بیگانه الزاماً تهدیدی برای زبان فارسی است یا زبان‌ها همواره در تعامل با یکدیگر وام‌واژه می‌پذیرند؟

به‌نظر من باید میان وام‌واژه‌هایی که به طور طبیعی از زبان‌ دیگر وارد زبان فارسی می‌شوند و وابستگی زبانی تفاوت گذاشت. ورود واژه‌های انگلیسی یا هر زبان بیگانه‌ای در حد متعادل به فارسی، به‌خودی‌خود نه نشانه ضعف فارسی است و نه خطری برای آن محسوب می‌شود و  حتی میتواند تا حدودی به پویایی زبان کمک کند. فارسی در طول تاریخ بارها از زبان‌های دیگر وام گرفته و در عین حال توانسته ساختار و هویت خود را حفظ کند.  خود زبان انگلیسی نیز در طول تاریخ واژه‌های فراوانی از فارسی، مستقیم یا از طریق زبان‌های واسطه، گرفته است؛ مثلا واژه paradise  در انگلیسی  و “فردوس” در عربی از واژه “پردیس” فارسی وام گرفته شده است.

مسئله زمانی جدی می‌شود که وام‌واژه‌ها از یک انتخاب زبانی به یک ضرورت تبدیل شود و به صورت افراطی این اتفاق تکرار شود؛ یعنی گویشور احساس کند برای بیان مفاهیم علمی، فناوری، اقتصادی، فرهنگی یا حتی امور روزمره، فارسی دیگر توانایی یا اعتبار لازم را ندارد و این میتونه یک زنگ خطر باشد.

پس بنابراین می‌توان از واژه‌های وام گرفته در حد متعادل استفاده کرد ولی نباید اجازه داد که استفاده افراطی از وام‌واژه‌ها آسیب زا باشد.

 

– امروز حتی در میان کودکان و نوجوانان، استفاده از واژه‌ها و اصطلاحات انگلیسی در فضای مجازی، بازی‌های رایانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی بسیار افزایش یافته است. آیا این روند می‌تواند به تغییر ذائقه زبانی نسل آینده منجر شود؟

اشاره شد به اینکه نسل‌های امروز، کودکان و نوجوانان به دلیل استفاده از فضاهای دیجیتال و اینترنت و بازی‌های کامپیوتری خیلی از واژه‌های انگلیسی را وارد زبان فارسی کرده‌اند. استفاده بیش از حد کودکان از هوش‌های مصنوعی و بازی‌های کامپیوتری آن هم به زبان انگلیسی ممکن است این تصور شکل بگیرد که برای بازی و سرگرمی تنها باید از زبان انگلیسی یا هر زبان غیر فارسی دیگر که آن بازی با آن ساخته شده برای ارتباط استفاده کرد و این همان چیزی است که باعث تغییر ذائقه زبانی می‌شود و گاهی نسل جوان این واژه‌های انگلیسی را در ساختار زبان فارسی بازسازی می‌کند البته این در هر دوره‌ای ناخواسته اتفاق می‌افتد ولی کم کم به دلیل اینکه زبان فارسی ریشه و پایه قوی دارد خود به خود زبان خودش را اصلاح می‌کند ولی اینکه باید در این زمینه کار کنیم در این شکی نیست با ارائه بازی‌های فارسی انیمیشن‌های فارسی و غیره این مسئله را مدیریت کنیم.

 

– از سوی دیگر، بسیاری از خانواده‌ها فرزندانشان را از سنین پایین به یادگیری زبان انگلیسی و سایر زبان‌های خارجی تشویق می‌کنند؛ گاهی با این نگاه که یادگیری زبان خارجی مقدمه‌ای برای تحصیل، کار یا مهاجرت است. چگونه می‌توان میان ضرورت یادگیری زبان‌های بین‌المللی و حفظ هویت و زبان فارسی تعادل ایجاد کرد؟

آموزش و آموختن زبان‌های خارجی از جمله زبان انگلیسی که زبان بین‌المللی است هیچ منافاتی با اینکه ما حافظ هویت ملی خودمان و زبان فارسی باشیم ندارد اتفاقاً امروزه یکی از رشته‌های مهم در سطح آکادمیک جهان ادبیات تطبیقی است بنابراین ما در حوزه ادبیات تطبیقی وقتی بخواهیم ادبیات فارسی را با دیگر گونه‌های ادبیات در جهان، در فرهنگ‌های دیگر ، در ملت‌های دیگر بسنجیم، لازم است که با زبان و ادبیات دیگر کشورها آشنا باشیم. خوب در این میان باید جنبه‌های علمی و کاربردی و مهاجرت را هم مد نظر داشته باشیم اما مهم این است که ما زبان فارسی را اصل و اساس ریشه هویت خودمان بدانیم اما این هیچ تقابلی با این ندارد که ما زبان‌های دیگر را و آثار ادبی دیگر زبان‌ها را ندانیم و نیاموزیم اتفاقاً لازم است که آنها را فرا بگیریم.

 

-و در پایان، اگر بخواهید یک پیام روشن به خانواده‌ها، کودکان و نوجوانان، رسانه‌ها و مسئولان فرهنگی درباره آینده زبان فارسی و گویش‌های محلی بدهید، مهم‌ترین توصیه شما چیست؟ اگر امروز برای حفظ این میراث زبانی اقدامی نکنیم، به نظر شما در آینده با چه وضعیتی مواجه خواهیم شد؟

بزرگترین پیشنهادی که می شود به خانواده‌ها و نسل‌های امروز داد این است که با ادبیات فارسی که خیلی هم متنوع و غنی است انس بگیریم. شاهنامه را از کودکی بتوانیم برای نسل‌های امروز روایت کنیم و آنها را با شاهنامه با سعدی با حافظ با دیگر آثار کلاسیک و همچنین ادبیات معاصرمان مانوس کنیم زیرا اگر ادبیات فارسی در ذائقه نوجوانان و کودکان نهادینه شود خود به خود زبان ما از هر آسیبی برکنار می‌ماند، زیرا ادبیات اوج و کمال هر زبانی است.