قلمی فراتر از قدرت؛ بیهقی، معمار حافظه تاریخی ایران
پایگاه خبری تحلیلی لوار ما/ یادداشت زیر را دکتر فرخرو شهابی؛ پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی برای این رسانه ارسال نموده است که در ادامه می خوانید.
تاریخ تنها روایت جنگها، پیروزیها، شکستها و فرمانروایی پادشاهان نیست؛ تاریخ، داستان انسانهایی است که در گذر زمان زیستهاند، قدرت را تجربه کردهاند، به آرزوهای خود رسیدهاند و یا در گرداب حوادث، از اوج به حضیض سقوط کردهاند. در میان آثار کهن زبان فارسی، کمتر کتابی را میتوان یافت که همچون تاریخ بیهقی، تاریخ را با چنان دقتی به زندگی انسان نزدیک کرده باشد؛ کتابی که در آن، پشت پردهی شکوه دربارها، چهره واقعی انسانها و پیچیدگیهای مناسبات قدرت آشکار میشود.
تاریخ بیهقی نوشتهی ابوالفضل محمدبنحسین بیهقی، از برجستهترین آثار نثر فارسی است؛ اثری که نه تنها سندی ارزشمند برای شناخت ایران در روزگار غزنویان به شمار میرود، بلکه شاهکاری ادبی است که پس از گذشت نزدیک به هزار سال، همچنان خواننده را با خود همراه میکند. این اثر به ما نشان میدهد که تاریخ اگر با دانش، صداقت، مشاهدهی دقیق و قلمی هنرمندانه نوشته شود، میتواند از مرزهای زمان عبور کند و به روایتی زنده از سرنوشت انسان تبدیل شود. اگر فردوسی با نظم کاخی بلند برای زبان فارسی بنا کرد، بیهقی با نثر خود ستونهای استوار این کاخ را برپا ساخت. فردوسی شکوه زبان فارسی را در قالب حماسه جاودانه کرد و بیهقی زیبایی و توانایی آن را در قالب تاریخ و روایت به نمایش گذاشت. بیهقی معمار نثری است که در آن تاریخ به ادبیات پیوند میخورد، حقیقت با زیبایی همراه میشود و واژهها از مرز زمان عبور میکنند. از این رو بزرگداشت بیهقی، بزرگداشت ماندگاری کلمه است؛ همان کلمهای که از مرز قرنها میگذرد، در برابر فراموشی میایستد و به ما میآموزد که گاهی یک قلم از یک امپراتوری دیرپاتر است.
بزرگداشت بیهقی، پاسداشت زبان فارسی، اندیشه نقاد و اهمیت ثبت دقیق رویدادهای تاریخی است. او نشان داد که تاریخنگاری افزون بر دانش و آگاهی، به انصاف، دقت و درک عمیق انسان نیز نیاز دارد. نثر او گواه توانایی زبان فارسی در بیان پیچیدهترین تجربههای انسانی است؛ زبانی که میتواند شکوه دربار، تلخی شکست و اندوه یک سرنوشت را با قدرتی کمنظیر به تصویر بکشد. حسنک وزیر، شخصیت محوری یکی از تلخترین و برجستهترین روایتهای تاریخ بیهقی و ابوالفضل بیهقی، راوی دقیق و ژرفاندیش آن، دو چهره جداییناپذیر این اثرند، یکی نمایانگر سرنوشت انسان در کشاکش قدرت و دیگری گواه اهمیت روایت آگاهانهی تاریخ.
حسنک وزیر در کشاکش رقابتهای درباری و دشمنیهای سیاسی، از جایگاه وزارت به پای چوبهی دار رسید، بیهقی این واقعه را چنان روایت میکند که خواننده، فراتر از یک محاکمه، با تصویری از بیرحمی قدرت و تنهایی انسان در برابر سرنوشت روبهرو میشود. نثر او، بیآنکه به هیجانزدگی یا داوری شتابزده گرفتار شود، اندوه واقعه را به خواننده منتقل میکند و پیچیدگی مناسبات سیاسی آن روزگار را آشکار میسازد، اینجاست که بیهقی فراتر از یک تاریخنگار، به وجدان بیدار تاریخ بدل میشود.
اگر حسنک وزیر قربانی چرخش روزگار و مناسبات قدرت شد، بیهقی کسی بود که نگذاشت روزگار، نام و سرنوشت او را برای همیشه در کام فراموشی فرو ببرد.
امروز در برابر نام بلند ابوالفضل بیهقی، سر تعظیم فرود میآوریم؛ در برابر مردی که از دل روزگاران گذشته، صدایی برای حقیقت ساخت؛ در برابر نویسندهای که با روایت حسنک نشان داد که اگر چه میتوان سرنوشت انسانها را به زنجیر کشید، اما معنای زندگی و جایگاه آنان را در حافظهی تاریخ نمیتوان به آسانی خاموش کرد.