پرفورمنس گروه موسیقی” تاک” جنوب در رویداد فرهنگی، هنری “رد پای عشق”
اشاره: هجدهم شهریورماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۰۰، شهر رابر میزبان برنامهای فرهنگی با عنوان «رد پای عشق» بود؛ برنامهای که به همت مجتمع مس درآلو با همراهی مردم و مسئولین شهرستان رابر برگزار شد.
✍️فاطمه هجینی نژاد
کارشناس تئاتر و خبرنگار حوزه فرهنگ و هنر
به عنوان خبرنگاری هنری به این رویداد دعوت شده بودم .
از همه برنامه های اجرا شده که در نوع خود خلاقانه و موثر بودند که بگذریم آنچه من را به عنوان کارشناس تئاتر به شدت تحت تاثیر قرار داد اجرای خاص گروه موسیقی محلی ” تاک ” از جنوب بود که تنها یک اجرای موسیقی معمول نبود، بلکه حالتی از پرفورمنس زنده را تداعی میکرد؛ رخدادی که مرز میان موسیقی، حرکت و آیین را در هم میشکست.
نوازندگان گروه تاک با سازهایی چون سرنا و دهل و جره، فضایی پرانرژی و جمعی خلق کردند. افزوده شدن زنگولههایی به کمر نوازندگان، بعد تازهای به اجرا داد. صداهایی که با حرکت بدن پیوند داشتند و ریتم موسیقی را به صداهای محیطی و آیینی گسترش میدادند. بدینترتیب بدن نوازنده خود به یک ساز تبدیل می شد و موسیقی از سطح صوتی به سطح جسمانی و حرکتی منتقل می گردید.
حرکات نوازندگان ــ چرخشها، رقصها و جابهجاییهایشان ــ همراه با صدای مداوم زنگولهها و ریتم کوبهای، فضایی عرفانی و آیینی پدید می آورد. در لحظاتی، اجراگر چنان در حرکت و نواختن غرق میشد که به نظر میرسید در حال تجربه نوعی خلسه هنری است؛ حالتی که یادآور آیینهای سنتی و رقصهای سماع است. این کیفیت عرفانی باعث می شد که اجرا را فراتر از یک رخداد شنیداری دید و شنید و تجربهای روحانی و جمعی را در اتمسفر آن به زیست فرهنگی نشست .
ریچارد شچنر، از نظریهپردازان برجسته پرفورمنس، بر این باور است که پرفورمنس یک «رخداد» است؛ تجربهای که در لحظه شکل میگیرد و بدن، صدا و فضا را درگیر میکند. اجرای گروه تاک در «رد پای عشق» دقیقاً با چنین منطقی قابل تحلیل است: موسیقی در اینجا یک «محصول» نبود، بلکه یک «فرآیند زنده» بود که با مشارکت بدن، حرکت و انرژی جمعی آفریده شد. این اجرا نمونهای روشن از تبدیل موسیقی به پرفورمنس است؛ جایی که نوازنده در مقام اجراگر، مرز میان هنر و آیین را درمینوردد.