نسل امروز کرمان، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند آشنایی با ریشههای هویتی خویش است
پایگاه خبری تحلیلی لوار/ دکترمحمدعلی طالبی استاندار کرمان در شبکه اجتماعی نوشت:
۱۷ دی روز خواجو است؛ خواجوی کرمانی که حافظ در وصفش میگويد؛ «استاد سخن سعدیست پیش همه کس اما/ دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو»
بیتردید خواجو بخشی از میراث معنوی مردم کرمان است؛ گنجینهای از خرد، عرفان، بلاغت و زیبایی که از دل تاریخ این سرزمین برخاسته است.
چه تأسفبار است که امروز، بسیاری از فرزندان این دیار، از «عشق همای و همایون» بیخبرند؛ از آن منظومهی شورانگیز که روزگاری دلهای اهل ادب را به وجد میآورد و نام کرمان را در کنار بلندترین قلههای ادب مینشاند. این ناآگاهی، نشانهی کمکاری ماست؛ در آموزش، در رسانه، در نهادهای فرهنگی، و در حافظهسازی جمعی.
اگر خواجو را به فراموشی بسپاریم، در حقیقت بخشی از خویشتن خویش را از یاد بردهایم.
مگر کرمان در طول تاریخ خویش، چند شاعر در تراز خواجوی کرمانی داشته است؟ شاعری که در تراز با بزرگانی چون سعدی و حافظ، درخشش یافت و حتی مورد ستایش مستقیم لسانالغیب قرار گرفت.
نسل امروز کرمان، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند آشنایی با ریشههای هویتی خویش است؛ و خواجوی کرمانی، یکی از درخشانترین این ریشههاست. اگر خواجو را به آنان معرفی نکنیم، اگر صدای «گل و نوروز» و «همای و همایون» را به گوششان نرسانیم، چگونه میتوانیم انتظار داشته باشیم که در برابر تندبادهای بیهویتی و ابتذال، ریشهدار بمانند؟
معرفی خواجو به نسل جدید، نهفقط وظیفهای فرهنگی، که ضرورتی تربیتی و تمدنیست. باید خواجو را از کتابخانههای خاکخورده بیرون آورد و در کلاسها، رسانهها، هنرهای نمایشی و فضای مجازی، به زبانی نو و دلنشین، به نسل نو سپرد.
با ادای احترام به خواجه شیراز، امشب تفالی به خواجوی کرمانی زدم که در نوع خودش قابل تامل بود؛
حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند
بنای شوق ز ما استوار خواهد ماند
کنون که کشتی ما در میان موج افتاد
سرشک دیده ز ما برکنار خواهد ماند
اساس عهد مودت که در ازل رفتست
میان ما و شما پایدار خواهد ماند
ز چهره هیچ نماند نشان ولی ما را
نشان چهره برین رهگذار خواهد ماند
ز روزگار جفا نامه ئی که عرض افتاد
مدام بر ورق روزگار خواهد ماند
شکنج زلف تو تا بیقرار خواهد گشت
درازی شب ما برقرار خواهد ماند
چنین که بر سر میدان عشق می نگرم
دل پیاده بدست سوار خواهد ماند
حدیث زلف و رخ دلکش تو خواهد بود
که بر صحیفهی لیل و نهار خواهد ماند
فراق نامه ی خواجو و شرح قصهی شوق
میان زنده دلان یادگار خواهد ماند…