در گفتگو اختصاصی لوار با اسماعیل احمدی، شاعر عنبرآبادی:
توسط: محمدرضا براهام
تاریخ: می 8, 2018 زمان انتشار: 11:34 ق.ظ کد خبر: 1845

شعری که محصول زمانه اش نباشد، بدرد بزم بی دردها می خورد

محمدرضا براهام/ گاهی اوقات که از یک شاعر جوان شعری می شنوی ، در همان نگاه اول پیش خودت می گویی او در آینده شاعر بسیار خوب و موفقی خواهد شد.
اولین بار که اسماعیل احمدی این شاعر جوان عنبرآبادی شعرش را خواند بسیار لذت بردم و پیش خودم گفتم چقدر با استعداد و آینده خوبی خواهد داشت.
مهربان است، غرور ندارد (چرا که در هنر جایی برای غرور نیست)، پر احساس است، درد را می فهمد، از جنگ بیزار است، جهانی با صلح و عشق می خواهد، اینها را می شود در مورد این شاعر گفت.
شعر عنبرآباد روز به روز موفق تر و پر افتخارتر.
گفتگویی خیلی کوتاه و خودمانی با این شاعر انجام گرفت که در ادامه می آید…

ـ لطفا خودتان را برای خوانندگان معرفی کنید و بفرمائید شعر را از چه زمانی شروع کردید و چرا شعر؟

اسماعیل احمدی امجزی هستم . از دوره دبیرستان مطالبی را به صورت پراکنده در قالب متن ادبی و شعر کوتاه می نوشتم تا اینکه به واسطه یکی از دوستان به انجمن شعر و ادب عنبراباد معرفی شدم و مدت سه سال است که به صورت جدی به شعر ،خاصه شعر ازاد می پردازم. و اما چرا شعر؟
شعر به من امکان اندیشیدن به جهان پیرامونم را می دهد و استعداد خودم را در شعر دیدم.

ـ موضوعات و مضامین اشعار شما بیشتر چیست؟ به نظر شما شعر گفتن قابل یادگرفتن است یا ذاتی‌ است؟

بنظرم بیشترمضامین اشعارم اجتماعی وعاشقانه باشد وفکرمیکنم استعداد شعری درنهاد بعضی ها هست وشکوفایی آن نیاز به آموزش دارد

_ چقدر سعی کرده اید در شعرهایتان نوآوری داشته باشید؟ و بفرمائید شاعر تا چه زمانی می تواند دغدغه ی نوآوری در شعر داشته باشد؟

همانطوری که همه ذرات عالم درجنبش اند پس این جنبش در شاعر هم تبلور می یابد و ضمن اینکه شاعر امروز اگر به نوآوری دست نزند مجالی برای عرض اندام نخواهد داشت اگر چه من هنوز اول راهم.

ـشما در شعر نو و سپید از چه شاعرانی تاثیر گرفته اید؟ و مهمترین وظیفه و رسالت شعر را چه می دانید؟

من به همه ی شاعران سپید سرا علاقه مندم فروغ وشاملو که بنظرم راهی را جلوی پای شعر امروز گشودند که خوشبختانه امروز شاعران جوان وپخته ی خوبی داریم، نظیر گروس عبدالملکیان .‌.
بنظرم شعری که محصول زمانه اش نباشد بدرد بزمهای بی درد می خورد

ـ جای خالی نشستهای تخصصی در حوزه ی نقد – شعر کودک، شعر کوتاه و جشنواره های ادبی … را چه قدر احساس می کنید؟

نیاز به نشستهای تخصصی نقد واقعا احساس میشه و همیشه به دنبال شکل گیری این جلسات با دوستان بوده و هستیم. در حوزه کودک هم به طور قاطع میگم که هیچ کاری در این حوزه نشده و به نظر بنده باید تعامل بیشتری بین اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی با کانون پرورش فکری کودکان و اموزش و پرورش جهت کشف استعدادها و پرورش انها برقرار بشه.
جشنواره های شعر استان نسبت به گذشته بسیار کمرنگ شده و باید خون تازه ای در رگ انان تزریق شود. چون این جشنواره ها میتوانند سکوی پرتاب خوبی برای شاعران جوان باشند.

_ از جشنواره شعر دانشجویی پستو برایمان بگوئید … و اینکه در چه جشنواره هایی تاکنون حائز رتبه شده اید

من برای دومین بار بود که در ششمین جشنواره دانشجویی شعر پستو شرکت و رتبه کسب کردم این جشنواره در دانشگاه علم و صنعت برگزار میشود
و هر سال از داوران خوب کشور دعوت میکنند
امسال هم داور بخش آزاد گروس عبدالملکیان بود.
در مجموع میشه گفت جشنواره پستو یک فضای خیلی خوب برای شاعران جوان هست
در هر صورت معتقدم جشنواره ها نه مُهر تاییدی هستند بر راه درست یک شاعر و نه دست ردی بر سینه ی افراد برگزیده نشده.
بنده دومرتبه در جشنواره دانشجویی شعر پستو و یک مرتبه در جشنواره یادمان ولایت رتبه کسب کرده ام
و یک سال هم هست که جز دوره ششم آفتابگردان ها شهرستان ادب هستم که با ارسال۱۵شعر بنده برگزیده شدم.
مدیر شهرستان ادب را نیز آقای علی محمد مودب و میلاد عرفانپور بر عهده دارند

ـ حضور بچه های شعر در تلگرام، وات ساپ، اینستاگرام و … روز به روز پررنگتر می شود و آیا انجمن های مجازی می توانند مکمل خوبی برای جلسات فرهنگی ما باشند؟
بنظرم فضای مجازی هم می تواند حسن باشد وهم اینکه انجمن های ادبی را به نابودی بکشاند
بستگی به نوع استفاده از آن دارد
بنظرم مکمل خوبی برای انجمن هاست
ولی انجمن ها چیز دیگریست

شاعران جنوب کرمان؟
کیومرث منشی زاده

تقدیر و تشکر فقط از یک نفر
اگر بخواهم از یکنفر تقدیر و تشکر کنم و به عنوان بهترین دوست نام ببرم اون شخص پدرم خواهد بود

چند کتاب خوب معرفی کنید

کلیدر از محمود دولت آبادی،.جنگ‌ و صلح از لئو تولستوی،برادران کارامازوف از داستایفسکی، مثنوی مولانا، تاریخ بیهقی

سخنی با مسئولین
سخنی با مسئولین اینکه لازمه ساخت فرهنگ و ایجاد زیرساختهای فرهنگی توجه به عوامل فرهنگی و هنری و حمایت مادی و معنوی آنان است. توقع می رود که مسئولین به قشر فرهنگی و هنری توجه بیشتری داشته باشند و با حمایت از تولیدات فرهنگی و هنری و چاپ اثار میتوانند باعث انگیزش هرچه بیشتر مولفین شوند.

یک آرزو
برقراری صلح و ارامش و جهان عاری از جنگ و خون ریزی

چند پیشنهاد فرهنگی و ادبی؟
برگزاری نشست های تخصصی وادبی ودعوت از شاعرانی که در زمینه ی شعر سپید سرآمدند درجنوب می تواند مفید باشد
برگزاری جشنواره های مختلف هم بنظرم برای جوانان می تواند ایجاد انگیزه کند

ولی حمایت مادی ومعنوی از شعر که هنوز جایگاه ممتازش درزبان فارسی قابل انکار نیست ضروری بنظر میرسد

حرف پایانی
تشکر از شما که امکان این گفتگو را به من دادید و تشکر از خانواده به ویژه مادر و پدر عزیزم و اساتید بزرگوار و همه ی کسانی که در این مسیر من را مورد لطف خودشان قرار دادند.

و در ادامه یک شعر از این شاعر گرامی:

میخواهم
بر قبری گمنام گریه کنم
زنی دستم را بگیرد
دستم را
از کوچه ای بن بست عبور دهد
که باد را سردرگم کرده

میخواهم مثل پرندگان
شاخه ای را
برای خودم انتخاب کنم
و نگاه های خواهرم
چیزی به آن اضافه کند
هربار به صورتت فکر میکنم
گلدانی از طاقچه می افتد
بیدی میشوم
در مسیر یک رودخانه
که دست و پای بیشتری
برای مُردن دارد

بگذار سایه ی کِواری شوم
که آفتاب را خسته کرده
کودکان اطرافم
سرودهای محلی بخوانند
و زنان عشایر
با صدای قلیانشان
سایه ام را بیدار کنند
مانده ام اگر مرگ سراغم بیاید
به کدام پهلو آرام گیرم
که تورا بیاد بیاورم
ادامه ی کدام شب شوم
نگران نباش
ما دو شاخه هستیم
که هیچ کس برای شکستمان نیامد

کِوار*:سایبان یا آلاچیقی که با شاخه و برگ درختان ساخته میشود

« اسماعیل احمدی »